دوچرخه سواری در ایران و فحش خوردن بی دلیل
توجه: این نوشته من حاوی فحشهایی با الفاظ بد از طرف مردم عامی است لذا پیشاپیش برای بکار بردن عین کلمات در این نوشته از خوانندگان عزیز عذر خواهی میکنم
خوب ! این فرهنگ نمیدونم چند ساله ای که دم از اون میزنیم کجاست تا حالا با این فرهنگ و تمدن آریایی که کلی صحبت در باره اون میشنویم و مفسران و بیان کننده های اون با کلی افتخار و باد به گلو انداختن و حس بی دلیل و بی تجربه ایران پرستی اونو به زبون میارن به طور عملی مواجه شدید ؟
من یه دوچرخه سوار آماتور هستم که عشق به طبیعت و عکاسی و کوه و دوچرخه سواری رو کمی تجربه کردم حالا هم میخواهم به بیان مطالبی اندوهناک از مردم ایران زمین بپردازم که شاید شما هم تا حدودی نه به این شدت اینها رو تجربه کرده باشید واین افسوس من رو از بیان این مطالب تا حدی درک میکنید
یک روز جمعه ساعت 4 بعد از ظهر بود که بعد از یک هفته کار زیاد برای تمرین و هوا خوری سوار دوچرخه شدم تا توی جاده ها و حومه شهر رکاب بزنم
سوار دوچرخه شدم چند کیلومتری جلو نرفته بودم که به میدونی رسیدم با دقت و ترس زیاد (از راننده هایی که رانندگی اونارو خودتون بهتر میشناسید) میدون رو رد کردم در حال رد کردن میدون یه وانت توجه منو به خودش جلب کرد چون چند تا پسر 20 تا 25 ساله که پشت وانت بودن تا منو دیدن شروع به داد و فریاد و هو کشیدن من کردن .تواین حال یکی از اونا با صدای بلند از پشت وانت داد میزنه و به من میگه " خیلی اوسکولی " و وانت به سرعت رد میشه و میره
بعد از چندین کیلومتر رکاب زدن یه ماشین پراید که از خط روبروی مخالف من می اومد ومن در حال رکاب زدن توی یه سر بالایی ناجور با کلی له له زدن بودم وقتی به من رسید و در حال رد کردن من بود راننده که یه مرد 25 تا 30 "ساله بود سرشو از پنجره بیرون میاره و به سمت من داد میزنه " این قدر رکاب بزن تا بیببببت پاره بشه
یکمی دیگه که رکاب زدم به یه منطقه خلوت که جاده خوبی هم برای رکاب زدن داشت رسیدم یه موتور سوار20 ساله که یه نفر هم به عنوان ترکش روی موتور همراه اون بود به من رسید و در حین عبور از من با صدای بلند به من میگه " بیببببب ننت. هاها" وبا خنده از من میگزرن
و آخرین ناسزای بی دلیل اون روز : بعد از بالا اومدن از یه سر بالا یی نا فرم دیگه یه تویوتای کمری سفید رنگ جدید که نمیدونم چندین میلیون قیمتشه و من باید چند سال کار کنم تا بتونم به راحتی همچین قیمتی رو تو ایران برای این ماشین پرداخت کنم واین اوباش احتمال زیاد یه شبه صاحب اون شدن از من رد میشه و در حین رد شدن یه مرد حدود 30 ساله که کنار راننده نشسته بود سرشو از پنجره به سمت من بیرون میاره وبه من با صدای بلند میگه "
" مرسی بیبببببببببب"
دیگه تقریبا نزدیک رسیدن به خونه بودم ساعت 4 از خونه زده بودم بیرون و الان حدود 6.30 بعد از ظهر بود
ومن فقط 55 کیلومتر رکاب زده بودم
میتونی مقیاس ساعت و کیلومترطی شده رو تصور کنی ؟! وبعد به این فکر کنی که چطور با این مقیاس کم زمان و مکان میتونی 4 تا فحش و ناسزای کاملا بی دلیل از مردم عامی خورده باشی ؟ و این که من تنها و بدون همراه و یک مرد هستم حالا چه برسه به اینکه همسرم هم همراهم بیات و با من تو این شرایط رکاب بزنه . که خدارو شکر اون روز بهم گفت من نمیخوام فحش بخورم و متلک بشنوم ! ومن هم اون روز اونو با خودم نبردم چون اون تجربه قبلی الفاظ بد تر از این ها رو حین دوچرخه سواری داشت
هی رفیق ! واقعا میتونی تصور کنی که این فحشها و احتملا خوردن این فحشهای رکیک و بی دلیل رو فقط کسی داره که با یه دوچرخه حالا ! کمی نیمه حرفه ای رنگی وبا کلاه دوچرخه سواری و لباسهای رنگی و شلوارک دوچرخه سواری تا بالای زانو در حال رکاب زدنه
و اگه یه کارگر ساده که از سر کارش با یه دوچرخه معمولی خاکی و قدیمی داره به سمت خونه بر میگرده ( به خاطر اینکه بعد از سالها کار به جای اون تویوتای کمری باید فقط همین یه دوچرخه رو داشته باشه! ) ویا اینکه یه پسر بچه رو تصور کنی که با دوچرخش میره تا سره کوچه سیب زمینی و نون بخره خوب تو ذهنت میگی مسلما هیچکس بهش فحشی نمیده ! ومن هم تا حالا ندیدم و نشدیدم که مردم عامی بی دلیل به اونا فحشی بدن ! تنها تفاوت تو اینه که یه کلاه با لباسای رنگی دوچرخه سواری داری و به این دلیل ساده خیلی راحت و بی دلیل فحشت میدن تا عقده ها شونو خالی کنن و به سرعت هم با ماشین یا موتور فرار میکنن
میتونی یه توریست خارجی رو تصور کنی که اومده به کشورت و تنهایی میخواد که مملکت تو با دوچرخش بگرده واز دیدن منظره های کشورت لذت ببره و شاید کشور تو کشور بیستمی باشه که اون تو سفر دور دنیاش با دوچرخش داره میبینه و اون توی گرگان در حال رکاب زدن با یه شلوارک دوچرخه سواری باشی بعد از کلی خستگی و تشنگی از دوچرخش پیاده میشه و به سمت یه سوپر مارکت میره که یه بطری آب معدنی بخره و یکمی خرید کنه و سریع ادامه بده و تو این حال یه بچه 15 یا 16 ساله با ظاهر سینه چاک دین و دیانت بیات و شروع به کتک زدن یه مرد بزرگتر از خودش کنه و با اشاره به شلوارک اون که چرا شلوارک پوشیدی و مگه خودت خواهرو مادر نداری و ... بخوات حال این توریست بیچاره رو بگیره و تو حالی که اون بدبخت اصلا فارسی بلد نیست و فقط داره از یه بچه کتک میخوره حتی نتونه از ترس اینکه توی یه مملکت غریبست و مبادا دستی بلند کنه که بعدا براش بی دلیل مشکل ساز بشه از خودش در برابر این صحنه فاجعه دفاع کنه
میتونی تصور کنی به عنوان یه پسر در حال رکاب زدن باشی و یه موتوری بیات به سمتت کنار جاده و ازپشت با دستش بزنه به باسنت و سریع ازت عبور کنه که البته این اتفاق برای دختر ها هم افتاده
میتونی کامیونهای کنار جاده رو تصور کنی که وقتی بهت میرسن میان کنارت و یه بوق بلند کنار گوشت میزنن تا حدی که حس میکنی داری از جاده پرت میشی بیرون حالا نمیدونم دارن دوباره بهت فحش میدن یا با این بوق میگن بابا ماشا الله دمت گرم
خوب انصافا تو این میون چند نفر اندکی میگن دمتون گرم ماشا الله
عکس تصادف زیر رو که توی اتوبان به خاطر لایی بازی یه راننده بی فکر بوجود اومده رو هم ببینید
این دختر بیچاره که در حال رکاب زدن با همراهش روی خط کناره روی اتوبان با سرعت خیلی کم بودن واز سوییس تا اینجارو 50000 کیلومتر بدون کوچکترین تصادفی طی کرده ماشین سواری باسرعت از پشت توی خط کند روی باریک کنار اتوبان به اون میزنه و پرتش میکنه توی باند ریلهای سمت راست اتوبان . فکش از سه جا میشکنه سه تا از دندونهاش میوفته دماغش منهدم میشه و کلی از پوست صورتش کنده میشه تا حدی که ما مجبور شدیم همون روز سریع عملش کنیم . شانسی که اوون تو این تصادف داشت یکی این بود که کور نشده بود و دیگه اینکه چون کلاه دوچرخه سواری سرش بوده خوشبختانه ضربه مغزی نشده بود و شانس دیگه اینکه هنوز توی تهران بود ویه دکتر خوب برای عملش پیدا شد که انصافا از هیچ این صورت رو دوباره ساخت
تصور کنید که چطور یه نفر میتونه با لایی کشیدن یه فاجعه رو تا این حد درد ناک بوجود بیاره و فرار کنه
آره ! این واقعیت ایران ماست که دم از فرهنگ نمیدونم چند ساله پیش اون تا حالا میزنیم. دم از مهمان نوازی و تمدن کورش کبیر و دین و اعتقاد واحترام و علم وادب و انسانهای شاهکار اون میزنیم . این واقعیت جاری کوچه و شهرها و اکثر مردم عامی الان ماست
این متن رو به تمامی دوست داران ایران که حس وطن دوستی واقعی دارن البته نه از روی احساسات و شعارهای عامه پسند و میخوان که شاید توی 50 سال آینده این 150 سال عقب افتادگی فرهنگی رو توی ورزش و .... نبینن بفرستید
با تشکرشما